تبليغاتX
پژواک اجتماع

پژواک اجتماع

ادبی، اجتماعی،اقتصادی،هنری

بهانه هاي ابراز علاقه...

در بهمن ماه وقتی به روز ولنتاين ( يا روز عشاق )می بینیم که از مدتها  قبل  هدايا و كادوهاي فانتزي تمام بازار را احاطه کرده و تمام دختران و پسران جوان و  خيلي از زوج ها در حال خريد بر اي تبريك اين مناسبت به يكديگر هستند. حتي خيلي از افراد براي دوستان همجنس خود به نشانه يادبود و دوستي هديه مي دهند. انگار همين ديروز بودكه  وقتی همه در تب خرید در این مناسبت بودند خيلي ها يادآورميشدند كه چرا حالا ،ما که خودمان مناسبتهاي زيبايي مثل تولد حضرت زهرا ( س )‌ را داريم كه می توانیم تو این روزها  براي يكديگر بخریم و روزش را جشن بگیریم... وبالاخره روز تولد حضرت زهرا (س ) روز گراميداشت زن و مادر و به نوعی خانمها  فرارسيد. در اين روز با  رفتارها وبرداشتهاي مختلفی به خصوص از سوی آقایان برای گرامیداشت این روز عزیز مشاهده شد که  بد نيست اقلا به برخورد و رفتارها ی جالب  آنها  بپردازیم.

 خوشبختانه اين روز بهانه زيبايي است براي توجه و پاسداشت زحمات مادران  عزيز كه به واقع هيچ هديه اي ذره اي از زحمات و محبتهاي آنهارا جبران نخواهد كرد.برای گرامیداشت این روز همه فرزندان دختر وپسر سعی کردند که هدیه مناسبی را برای مادران خود تهیه کنند . تا این جا مطلبی نیست اما ادامه بحث مهمتره .  هديه از سوی آقايان به همسرانشان که  اين  خود جاي بحث دارد.

خیلی از آًقایون یادشون رفت یا حتی به روی خودشون نیاوردند که به همسر ، خواهر، یا نامزد خودشون باید این روز راتبریک بگویند. فراموشی و هزارتا دردسر !!مشکلات زندگی !!!!

یه عده دیگه هم یادشون بود اما معتقد بودند که اگه ما صبح تاشب كار مي كنيم و زحمت می کشیم یعنی اینکه همسرمون رو دوست داریم و بنابراین لزومی هم نداره که بخواهیم حتما ْ این روز را تبریک بگیم و هدیه ای بخریم . خوب در طول سال هر  چيزي لازم داشته باشند  برایشان مي خريم و حالا لازم نیست حتما تو اين روز چيزي بگيريم !

 اما خوب نبايد ازرفتار آقامنشانه عده اي را هم از نظر دور داشت که  اقلا با شاخه اي گل و با زبان شيرين وكلامي ارزشمند اين روز را به همسران خود تبريك گفتند وباز صد البته بهتر کسانی بودند که  با هداياي  زيبا و ارزنده اين مناسبت راواقعا گرامي داشتند (‌طلا و از اين حرفها ) .!!!

اما نگذريم از پيامهاي كه اين روزها بخصوص بین  خانمها رد وبدل شد كه نه من و خيلي از دوستانم با آن ها موافق نبوديم و اوج اين پيامها تا بدانجا بودكه  بقول يكي از دوستانم ،‌انگار هدف يك  ستيزه جويي بر عليه آقايان  بود كه راستش چندان زيبا و جالب نبود و با زيبايي و لطافت اين روز ارزشمند چندان همخواني نداشت.

به هر حال اين مناسبت و مناسبتهاي رسمي يا مذهبي ديگر همه بهانها هاي زيبايي هستند تا ضمن پاسداري از آنها ، دوستي و علاقه امان را  به يكديگر  ابراز نماييم و بيش از پيش به وجود كساني كه براي ما  عزيز و  گرامي هستند ،‌ارج نهيم و بدانيم كه داشتن قلب مهربان و پرمهر از عنايت پروردگار به انسانهاست پس خوب باشيم و خوب عمل كنيم.  

نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 8:43 توسط اشرف محمدنیا|

دلتنگم در انتظار تو...

امروز هم مثل هرهفته چشم به راه آمدنت بودم.از صبح خانه دلم را مزین کردم به عشق دیدن تو...

شاید قابل نباشم اما چون دوستت دارم میدانم که وقتی بیایی گوشه چشمی از شما  برای

آرامش دل طوفان زده ام کافی است. وقتی تو بیایی دیگر نگران و بی تاب اتفاق های ریز ودرشتی

 که در اطراف رخ می دهند و گاهی مجال و توان یاری نیست را نخواهم خورد. می دانم اگر تو بیایی

همه جا عدل ،داد ، آرامش ، زیبایی و خوشی برقرار خواهد شدو آن وقت است که مفهوم شیرین

زندگی را درک خواهیم کرد. دیگر دلواپس مریضی که هزینه درمانش را ندارد ، جوانان معتادی که

خانواده هایشان از شدت نگرانی و دلواپسی عمرشان به نیم رسیده را نخواهم بود.  دیگر

جوانان دختروپسر زیاد دوست و اشنایی که هنوز به دنبال یک زندگی سالم و ارام هستند را نخواهیم

داشت و از همه مهمتر اینکه دیگر این واژه نحس چکنم ها که در سطح زندگی همگان مستولی شده

را به زبان نخواهیم شنید.

 یا مهدی جان ! پسر فاطمه ! ما را دریاب !

نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 14:23 توسط اشرف محمدنیا|

 بیشتر خوبی های همدیگر را جستجو کنیم

گاهی اوقات ما آدمها چشمهامون رو از زوی زیبایی هایی و خوبی های که در آدمهای دوروبرمون هستند می بندیم و راسش اونا رو کم می بینیم .کنار هم هستیم ولی انگار نیستم. همش از هم ایراد می گیریم و خوشبختی رو تو چیزهایی که نداریم جستجو می کنیم. بقول اون جمله معروف" مارک اورل "که خوشبختی میان خانه ی شماست، بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید.

این قدر دنبال عیب و ایرادهای هم هستیم که خوبی های همو نمی بینیم و نعمت حضور کنار یکدیگر را درک نمی کنیم. و وقتی متوجه می شیم که انگار خیلی دیرشده...

چند روز پیش قصه ای در همین خصوص  خواندم که براتون نقل می کنم.

زن وشوهر پیری با هم زندگی می کردند.پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیربار نمی رفت وگله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.این بگو مگوها همچنان ادامه داشت.تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد وبرای اینکه ثابت کند زنش در خواب خرو پف می کند وآسایش اورا مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سرو صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند.پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود وشادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خرو پف های شبانه او داردبه سراغ همسر پیرش می رود واو را صدا می کند.غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است !از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود...

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 9:12 توسط اشرف محمدنیا|

چشم انتظار ...

سالها  چشم انتظاربود. وقتی خبر آمدن شهدای گمنام را می شنید تمام تنش می لرزید . خدایا به من رحم کن نکنه مسعودمن بین آنها باشه! زهره بعداین همه سال هنوز نمیتوانست قبول کندکه مسعود نیست و دیگه بر نمیگردد. آخرین خداحافظی اش با او راهیچگاه فراموش نمی کرد. وقتی که کنار مادر و پدر مسعود با چشمایش اورا برای آخرین بار بدرقه کرد.جالبتر این بودکه مسعودهم قبل ازسوار شدن به ماشین برگشت  مکثی کردو با مهربانی و محبت تمام به چشمانش زل زد ورفت. بعد اون دیگه خبری ازمسعودنشد.کسی خبری از اینکه شهید شده باشد نداشت .سالها گذشت و از او خبری نشد و طی این مدت افراد زیادی  سر راه زهره قرارگرفتند . پسرهایی با موقعیت خوب و خانواده های مناسب اما او نمیتوانست هیچ کسی رو جز مسعود به دل راه دهد. این اواخر دیگر همه حسابی بهش پیله می کردند که دختر دیگرسن ازدواجت داره میگذره تا کی میخواهی منتظر کسی بمانی که تو طی این همه سال ازاو خبری نیست .  تازه ممکنه بین شهدای گمنام آمده باشد و شما خبر نداری . اما زهره قبول نمی کرد.

زهره ارتباط روحی عجیبی با مسعود داشت و فکر می کرد اگر اینطور بود لابداو به خوابش می آمدو به او ندا می داد . در آن سالها ، مسعود می خواست به دانشگاه برود ولی ترجیح داد تادر آن شرایط به جبهه اعزام شود. مخالفت های والدینش هم نتوانست او را راضی به ماندن بکند و سرانجام اورفت . مسعود مرد باروت و آتش بود. خیلی زود به جبهه انس شدیدی گرفت. خیلی دیر به مرخصی می امد. آن وقتها وقتی مسعود به جبهه بود اگر قرار بود به مرخصی بیاید حتما  شب قبل برگشتنش زهره خوابش رامی دید . یک وقتی هم که زخمی شده بود زهره چند روز قبلش این اتفاق را در خواب دیده بود و برای  اینکه مسعود به سلامت برگردد کلی صدقه  داده بود و حتی برای سلامتی اش نذر کرده بود. چند روزبعد مسعود راکه جراحت برداشته بود را از بیمارستان با دست باند پیچی شده به خانه  آورده بودند. در این سالهای غیبت مسعود  هم هروقت خیلی ناراحت می شد و موضوعی فکرش رو کلافه می کرد ، مسعود تو خوابش می آمد و با او حرف می زد.امان از دست تو مسعود!زهره تو این چند روز بیش از همیشه هوای مسعود را کرده بود .مسعود پسری بود که خیلی اهل علم و پیشرفت بود و حالا زهره خیلی دوست داشت مسعود اینجا بود و به او  می گفت که در این سالهایی که او نبوده درسش را خوانده و کلی کلاسهای مختلف را گذرانده است. ای داد که  به همه چی عادت کرده الا به نبود او.

درسته که نامزدی آنها آنقدر طولانی نبود اما عشق کار خودش را کرده بود. و حالا در همان مدت کوتاه عشق و محبت خالصانه مسعودموجب شده بود که زهره این همه سال هنوز هم منتظر او باشد و نتوانددر قلبش محبت کسی را جای محبت او قراردهد.  آخرین باری که مسعودبه جبهه رفت عملیات کربلای ۱۰ بود بعد آن دیگر هیچ خبری از مسعود نشد. پدرش سالها پیش در غم بی خبری مفقود شدن مسعود این قدر بی تابی کرد که سال پیش از دنیا رفت . مادرش هم هم پیرزن فرتوت و ناتوانی شده بود که تنها دلخوشی اش سرزدن ها و تلفنهای گاه و بیگاه زهره است. آخر مسعود تک فرزندآنها بود. 

هفته گذشته یکی از آشنایان خانوادگی آنها،  پسردوستش را که مهندس و تحصیلکرده آلمان بود را برای ازدواج با زهره معرفی کرده بود.کیوان چند سالی از اوکوچکتر بودو در این سالها در غربت حاضر به ازدواج نشده بوده آرزویش این بوده که  بقول خودش با یک دختر نجیب و خوب ایرانی ازدواج کند . حالا با یک جلسه خواستگاری و یک دیدار و گفت و گو با زهره  سخت به او دلبسته بود و اصرار زیادی به ازدواج با او داشت حتی حاضر شده بود تمام شرط و شروطی که زهره مدنظر داشته باشد را قبول کند .زهره شنیده بود که کیوان گفته در آلمان دختر ایرانی هم هست اما یک چنین  دخترهایی حتی در ایران هم کم پیدا می شوند. زهره وقتی این را شنید فقط خندید توفکر این بود که چطور باید به کیوان جواب منفی رابدهد که خانواده اش هم راضی شوند . نگرانی خانواده اش این بود که زهره سنش  بالا می رود و باید برای خودش یک همسر مناسب انتخاب کندکه اقلا سالهای باقی مانده عمرش را به خوبی سپری کنه و همدمی برای تنهایی هایش داشته باشد. حالا چه کسی بهتر از کیوان که همه شرایطش خوب و پسر سربراهی هم است. از طرفی کیوان از یک خانواده مذهبی بود که با وجود زندگی اش در آلمان ، رفتارها و اخلاقیاتش خیلی عوض نشده بود . اهل علم و تحصیل بود و در مجامع علمی هم برای خودش برو بیایی داشت . او ضمن کار در یک شرکت مشهور سازنده قطعات کامپیوتر ، در یکی از دانشگاههای آنجا هم تدریس می کرد. حالا کیوان منتظر جواب بود.

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 18:29 توسط اشرف محمدنیا|

به ساقی بگو...

ساقى اى صبا بگو، حاجت ما برآورد
ساغرى از براى ما، ز آب كوثر آورد

به ساغر لطيفه گو، بگو لطيفه اى بگو
كه مطرب از ره وفا چنگ به مضمر آورد

بگو به ماه آسمان ، به خود نبالد اين قَدَر
كه ماه بى قرين من ، سر از افق در آورد

ماه جمادى آمده ، موقع شادى آمده
باز منادى آمده ، به نخل دل بر آورد

دوباره گشته اين جهان به رتبه ، برتَر از جنان
كه حقّ به خيل بانوان هادى و رهبر آورد

دوش شنيدم اين ندا كه امشب از ره وفا
براى ختم الا نبياء خديجه دختر آورد

چه دخترى كه مظهر شرم و حيا و عفّت است
چه عفّتى كه عصمتش صفاى ديگر آورد

نيافريده ذات حقّ به جز خديجه مادرى
كه دخترى چو فاطمه پاك و مطهّر آورد

به بحر رحمتش خدا بيافريد يك صدف
كه يازده گهر از او و صُلب حيدر آورد

خدا براى عقل كلّ، دخترى همچو برگ گل
به كورى دو ديده مرده اءبتر آورد

بهر نثار مقدمش ز فرو شادى و شعف
لعل گهر طبق طبق ، مريم و هاجر آورد

به شاءن دخت مصطفى جبريل امشب از سَما
چو برگ گل ورق ورق آيه ز داور آورد

نديده مهر مادرى چو خاتم پيمبران
فاطمه را خداى او به جاى مادر آورد

مهين حبيبه خدا، ديده گشود از وفا
كه چون حسين آيتى بر خصم ستمگر آورد

منبع:سایت در انتظار طلوع خورشید

میلاد باسعادت حضرت فاطمه زهرا (س)  بر همگان مبارکباد.  

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 9:0 توسط اشرف محمدنیا|

آيا فكر كرديد چرا  ارسال  پيامك هاي تلفن همراه كمتر شده است ؟

بيش از يك دهه از حضور گوشي همراه (موبايل )‌در كشور مي گذرد و درحال حاضر اين وسيله ارتباطي به نوعي همه گير شده و اكثر افراد از كوچك و بزرگ ،‌پير و جوان اكثراً صاحب يك خط تلفن وگوشي هستند كه  بعضا شاهد هستيم كه تعدادي  هم بيش از يك خط و گوشي دارند. يكي از رايج ترين خدمات اين دستگاهها ارسال تبادل پيامك افراد به يكديگر است . اگر نگاه دقيقي به موضوع بندي پيام گوشي هاي همراه داشته باشيم مي توانيم چهار دوره را تا زمان حال تقسيم بندي نماييم.

دوره اول : اوايل دهه 80 وقتي گوشي هاي همراه رايج شده موضوع پيامك ها بيشتر تبريك به مناسبتها بو د نه بيش از آن.

مرحله دوم : پيامك هاي طنز و جوك  و ارسال جملات و اشعارعاشقانه هم اضافه شد.

مرحله سوم : جملات بزرگان و گفتار از ائمه وگفته های عرفانی نيز اضافه شد.

مرحله چهارم كه همين زمان فعلي است ،‌ موضوع هاي پيامك ها جدي تر شده و مي توان گفت به نوعي جانشين مكالمات براي احوالپرسي ميان افراد ،‌ بيان جملات و نظراتي كه شايد فرصت گفت و گوي آنها نيست يا حتي گاهي مطالب جدي  وخصوصي زندگي كه امکان گفت و گوي رودرروي آن به دلايل مختلف نيست به صورت پيامك ها بيان مي شود. اين روزها برخلاف سابق كه آهنگ هاي مختلف ترانه هاي ايراني و خارجي برگوشي ها شنيده مي شد حتي (‌باباكرم )‌ اكثر زنگ گوشي ها در حالت بي صدا قراردارد . انگار آدمها برخلاف چند سال پيش كه مشتاق تماسي با تلفنشون بودند و حتي خيلي ها پز مي دادن كه زنگ خور گوشي اشون زياده ،‌از تماس هاي موبايل و از پيامك هاي آن گريزان هستند . ( البته بيشتر نمي خوام وارد موضوع اينكه چرا مردم ميخوان دور از دسترس باشن بپردازم  كه آن مطلب خود موضوع ديگري است )

امروزه حتي شاهد هستيم برخي از افراد در برخي سازمان ها  براي بيان دستورهاي جدي و فوري از پيامك استفاده مي كنند . پس به نظر مي رسد ،‌حالا ديگر نقش تفريحي و سرگرمي گذشته تلفن هاي همراه كاملا از بين رفته و اين روزها مردم با يك نگاه دقيق تر به ارسال پيامك ها مي پردازند. دوستي مي گفت پيامك مثل يك مهمان ناخوانده اتفاقي است كه هر آن ممكن است آ‍زار صاحبخانه را موجب شود. اماوقتی به کاربردهای این پیامک های توجه و دقت کنیم متوجه می شویم که :

چه وقتها كه با يك پيامك تبريك گفتيم و دوستي را شاد كرديم.

چه وقتها كه با يك پيامك موجب سوءتفاهم شديم و دوستي را آزرديم.

چه وقتها كه با يك پيامك باعث ايجاد عشق ودوستي شديم.

چه وقتها كه با يك پيامك باعث تحكيم دوستي ها شديم.

چه وقتها كه با يك پيامك جدايي را موجب شديم .

و چه وقتها كه با يك پيامك دوستي را از دلتنگي و غم در آورديم...

واسه همینه که دیگه ارسال پیامک ها به سادگی و سهولت سابق نیست چراکه چه بسا ممکنه

موجب بروز مشکلاتی در ارتباطات و حتی مسائل کاری یا خانوادگی شود.

پس دوستان قبل از ارسال پيامك كمي تامل كنيد شايد حتي شوخي شما آن سوي خط جدي تلقي شود!

باز هم بگويم چرا ارسال پيامك ها كمتر شده است .؟! 

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 12:16 توسط اشرف محمدنیا|

روایت شیدایی

مهربانی آرام می کند

قصه خاموش می کند

نوازش مست می کند

رویا غرق می کند

دامان خواب می کند

دوست داشتن رام می کند

عشق مست می کند

ایمان مطمئن می کند

شعر نرم می کند

خاطره گرم می کند

خیال نشئه می آورد

یاد دربند می کشد

امید پیوند می دهد

آرزو خلسه می زاید...

"دکتر شریعتی " از کتاب حرف هایی برای نگفتن

نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 18:48 توسط اشرف محمدنیا|

علی تنها ماند...

دیگر آن خنده ی زیبا به لب مولانیست

همه هستند ولی هیچ کس زهرا نیست

قطره ی اش علی تا به ته چاه رسید

چاه فهمید کسی همچو علی تنها نیست

فاطمه علیها السلام از نگاه امام مهدى (عج)
حضرت بقیه‏الله (عج) فرمودند: «دختر رسول خدا فاطمه علیها السلام براى من سرمشق و الگوى نیکویى است.» امام مهدى علیه السلام که با ظهور خویش عالم را متحول مى‏سازد، حضرت فاطمه علیها السلام را الگوى عملى و حکومتى خویش مى‏شمرد و این، حکایت از مقام عظماى بانوى عالم، حضرت زهرا علیها السلام دارد.

شهادت حضرت زهرا(س)  رابه همه دوستان و سروران گرامی تسلیت عرض می نمایم.

التماس دعا  

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 11:28 توسط اشرف محمدنیا|

 حال ما خوب است 

سلام ، حال همه ما خوب است ،
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ،
كه مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند .
با این همه عمری اگر باقی بود ، طوری از كنار زندگی می گذرم
كه نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد نه این دل ناماندگار بی درمان !
تا یادم نرفته است بنویسم ، حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود .
می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه بازنیامدن است
اما تو لااقل ، حتی هر وهله ، گاهی ، هر از گاهی
ببین انعكاس تبسم رویا ، شبیه شمایل شقایق نیست !
راستی خبرت بدهم ؛ خواب دیده ام خانه ای خریده ام
بی پرده ، بی پنجره ، بی در ، بی دیوار . . . هی بخند !
بی پرده بگویمت ، فردا را به فال نیك خواهم گرفت
دارد همین لحضه یك فوج كبوتر سپید ، از فراز كوچه ما می گذرد
باد بوی نامه های كسان من می دهد
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری ! ؟
نه ری را جان !
نامه ام باید كوتاه باشد ، ساده باشد ، بی حرفی از ابهام و آینه ،
از نو برایت می نویسم
حال همه ما خوب است
امـــــا تـــــو بــــــاور مــــــكـــن ! ! !
"سید علی صالحی" 

انتخاب از سایت سارا شعر

نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 9:1 توسط اشرف محمدنیا|

عشق زندگي است

عشق هرگز شكست نمي خورد و زندگي هم . زماني كه عشق وجود داشته باشد شكست نخواهد خورد. در اعماق تمامي چيزهاي آفريده شده ، عشق هميشه به عنوان عطيه برتر حضور دارد .

براي آنكه عشق باقي مي ماند ، در حاليكه همه چيز به پايان مي رسد. عشق اينجا هست. هم اكنون و در همين لحظه در ما وجود دارد. چيزي نيست كه پس از مرگ ما به ما داده شود. برعكس ، شانس بسيار كمي براي عشق آموزي به هنگام كهنساليمان خواهيم داشت. اگر همين حالا آن را جستجو نكرده و تمرين نكنيم. بدترين سرنوشتي كه يك انسان مي تواند داشته باشد زندگي و مرگ در انزوا و تنهايي مي باشد. بدون آن كه عشق بورزد و مورد محبت ديگران قرار گيرد.هركسي كه عشق بورزد نجات خواهد يافت. كسي كه عشق نورزيده و يا مورد عشق ورزيدن قرار نگيرد نفرين شده و محكوم است. و كسي كه با عشق شادمان مي گردد،‌در خداوند شادمان مي گردد،‌براي آنكه خداوند عشق است.

"پائولوكوئليو "

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 9:31 توسط اشرف محمدنیا|

قالبهاي  فكري مورد انتظار افراد  درزندگي براي  خوشبختي كافي نيست

همه ما براي شروع زندگي خود اهداف و آرمانهايي را به سر مي بريم. به عبارتي هر دختر وپسري براي شروع زندگي ايده الهايي را در ذهن خود مي پرورانند كه گاهي از كوچكترين موضوعات هم عقب گرد نمي كنند و به گمانشان اگر چنين كنند زندگي آنان به شكست خواهد رفت . اما نكته جالب اين است كه درصدي از اين پيش بيني ها و انتظارها در جريان زندگي است كه شكل مي گيرد و شايد حتي خود فرد خودبراي زندگي شيرين تر مايل به تغييراتي در افكارقبلي خود شود. بسياري از رفتارها و برخوردها در يك جو صميمي و دوستانه است كه عملي مي شود و نيز بسياري از تغييرات لازم در زندگي بواسطه همين عشق و علاقه دو طرف براي استحكام زندگي است كه دستخوش تغيير و وتحولاتي مي گردد. از اين رو شايد نبايد افراد انتظار داشته باشند كه  يك سري انتظارات  ترسيم شده آرماني در ذهنشان عينا درواقعيت تكرار و اجرا شود.  از طرفي شايد به دليل كمي تجربه با خیلی از مسایل  زندگی ناآشناباشیم که  در طول زمان  روند زندگي به مسائل بهترو وشيرين تري  رسيد كه ارزشمند تر از انتظارات قبلي ما باشند. در همين رابطه چندي پيش فيلم سينمايي جالبي ديدم كه به نوعي اشاره به اين موضوع داشت. دختر و پسري به هم علاقه مند شدند و دختر چند شرط رالازمه موافقت براي شروع زندگي اعلام كرد. و چون پسر قادر به پذيرش همه آنها نبود لذا دختر به او اعلام كرد كه به درد زندگي هم نمي خورند و حاضر به ازدواج با پسرنشد. چندي بعد پسر با دختر ديگري ازدواج كردو صاحب فرزندي شد ولي چون آن حس عشق و علاقه  و تفاهم را به نسبت به همسرش نداشت  احساس  خوشبختي نداشت و سرانجام از همسر خود جدا شد. تا اينكه بار ديگر دختری را که عشقش بود دوباره ملاقات کرد و این بار آنها  با هم ازدواج كردند .زندگي بسيارخوبي شروع كردند و درجريان زندگي به اين نتبجه رسيدند كه بسيار در كنار هم خوشبختند و جالب اين بود كه خيلي از شرط و شروط قديمي جايي در زندگي آنها نداشتند ولي بسيار با هم تفاهم داشتند و از زندگي در کنار یکدیگر لذت مي بردند.... آنچه مسلم است ، ملاكهاي صحيح و عقلايي در كنار تفاهم ، احترام به يكديگر و درك موقعيت و شرايط ،‌روراستي و صداقت و رفتار صميمي و حاكي از عشق وعلاقه  است كه مي تواند موجب پيشرفت ، رشدو خوشبختي طرفين شود وحس خوبي از زندگي مشترك را ايجاد نمايد و گاه در جریان زندگی است که می توان اهداف و برنامه های تازه تری را تدوین کرد و در یک تلاش و همکاری دو طرفه و حاکی از صمیمیت به آنها دست یافت.  در نهايت  درچنين  محيط مناسب و لذت بخشي  است كه مي توان محيط مناسبي رانیز براي تولد كودك و  تربيت و تعليم صحيح آنان فراهم ساخت.  

نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 9:16 توسط اشرف محمدنیا|

زمان را از دست ندهیم

وقتی سال جدید شروع می شود ، درواقع آغازی است برای یک زندگی دوباره و برنامه های نو و تکامل بخش ، بنابراین  برای اینکه بتوانیم از ساعات و لحظه های عمرمان به خوبی استفاده کنیم می بایست  اهداف خود را  مشخص و مسیر معینی رابرای تحقق آنها تدوین نموده و به آن عمل کنیم.

۱- قبل ازهرچیز لازم است کارهای مورد نظر را اولویت بندی کنیم .

۲- سارقان زمان خود را شناسایی کنیم. بدانیم که چه اموری منجر به اتلاف وقت ما می شود و از انجام آنها پرهیز کنیم.

۳- برای تحقق اهداف بزرگ می بایست آن رابه فعالیت های کوچکتر تقسیم کنیم.

۴- به الویت بندی اهداف بازنگری کنیم و در صورت لزوم اولویت انجام آنها را تغییر دهیم.

۵- بعضی از باورهای نادرست در مورد مدیریت زمان را فراموش کرده و به آن اعتنا  نکنید. مثلا" بعضی ها برای درس خواندن مرتب آن را موکول به زمان خاصی می کنند درصورتیکه باید از همین امروز دست به کار شوید.

۶- افق های جدیدی را برای خودتان ترسیم کنید و از گذشته ها عبرت بگیرید.

۷- این باور را داشته باشید که شما مسئول مصائب و مشکلات زندگی خود هستید بنابراین از همین امروز برای داشتن یک زندگی موفق  و عالی دست به کار شوید.  

نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 9:14 توسط اشرف محمدنیا|

سلام بر فاطمه ....

رسول خدا فرمودند:به راستی که درروز قیامت فاطمه-سلام علیها-درباره کسانی که اورا دوست داشته وپیروی نمایند وکسانیکه فرزندان اورادوست داشته وپیروی نمایندشفاعت می کند،وخداوند متعال نیز شفاعت آن حضرت را درمورد آنان می پذیرد وبه سبب شفاعت آن بانوی بزرگوار،آنان وارد بهشت می نماید (القطره ص 411 فضایل حضرت زهرا)

سلام بر زهرا (س ) ، سلام بر بانویی که اوج فروتنی و پاکدامنی و نجابت بود.

سلام بر فاطمه ، بانویی که سراسر زندگی اش الگو و اسوه ای برای تمام اعصار است.

سلام بر فاطمه همسر وفادار و نمونه ای که عشق و همسرداری او بهترین سرمشق برای همه زنان است.

و سلام بر فاطمه ،دختر پیامبر گرامی که نامش و راهش تا همیشه زنده خواهد ماند.

شهادت حضرت زهرا (س) را به همه شیعیان  تسلیت و تعزیت می گویم.

 

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 9:12 توسط اشرف محمدنیا|

"كيوان شاهبداغي "

که قدر لحظه ها در لحظه , نا پیداست

خدایا باور افسردگان را , چون بهاران , زندگانی ده

و روح خستگان را هم , خروشی جاودانی ده

کویر قلب تنهایان , به مهری آبیاری کن

به کوی بی کسان, یک مهربانی , آشنایی را , تو راهی کن

هر آن کس را که با هجر عزیزی امتحان کردی

به یاد خاطراتش , عاشقانه زندگی کردن , تلافی کن

بکوبان با سر انگشتان مهری , کوبه ی در های غربت را

بسوزان ریشه های سرد نفرت را

حبیبا , سال نو را , سال نور و عاشقی فرما

بزرگا , زندگی کردن , نشانم ده

و راه و رسم دل دادن , ستاندن , پیش پایم نه

به کامم لذت با هم نشستن , مهر ورزیدن عنایت کن

فهیم ارزش هر لحظه ام گردان


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 9:10 توسط اشرف محمدنیا|

 

سعادت زیارت در نوروز

سلام به همه دوستان خوبم.سعادتی شد که چندروزی از ایام نوروز را به زیارت

حضرت ثامن الائمه امام رضا (ع) مشرف بشم که در آنجا برای همه شما دوستان خوبم

دعا کردم . انشااله همه تون به همه آرزوهای خوبتون برسین و این زیارت دلچسب معنوی

 قسمت همه شما عزیزان بشه.

نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 23:28 توسط اشرف محمدنیا|


آخرين مطالب
» بهانه هاي ابراز علاقه...
» دلتنگم در انتظار تو...
» بیشتر خوبی های همدیگر را جستجو کنیم
» چشم انتظار
»
» آيا فكر كرديد چرا ارسال پيامك هاي تلفن همراه كمتر شده است ؟
» روایت شیدایی
» علی تنها ماند...
» حال ما خوب است
» عشق زندگي است

Design By : Pichak